سيد محمد على ايازى
324
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
تأويلى الكافى ، گِرد آمده است . در بخش چهارم - كه بخش آخر اين تحقيق است - ، ضمن سه فصل ، دربارهء بحث تحريف قرآن و احراز يا عدم احراز آن در روايات الكافى بحث شده است . در اين بخش ، علاوه بر بحثهاى مقدّماتى ، به طرح برخى اشكالاتى كه از سوى اهل سنّت به الكافى وارد شده ، پرداخته شده و پاسخهايى داده شده است . در آخر نيز تعدادى از روايات موجد شبههء تحريف ، از نظر سندى بررسى شده و ضعيف و مخدوش بودن آنها ، نشان داده شده است . كليدواژهها : قرآن ، روايات الكافى ، كلينى ، تفسير ، تأويل ، تحريف قرآن . مقدّمه شناخت قرآن ، امرى نيست كه كسى در ضرورت آن ، ترديد داشته باشد ؛ امّا براى اين شناخت ، چه منابعى بيشترين كمك را به ما مىكنند ؟ بىشك ، خود قرآن ، بهترين و اوّلين سرچشمهاى است كه در اين مسير ، مىتوان از زلال آن نوشيد . پس از آن هم در ميان تمام مسلمانان ، اتّفاق نظر وجود دارد كه پيامبر خدا ( سنّت ) مىتواند صحيحترين و بهترين شناخت را به ما بدهد ؛ و البته در امتداد پيامبر خدا ، خاندان پاك او كه مصداق برگزيدهء قرآن ناطقاند ( به اعتقاد اماميه ) . كتاب شريف الكافى ، اوّلين جامع حديثى شيعه است كه سخنان گهربار معصومان عليهم السلام در آن گِرد آمده است ، گرچه اعتقاد ما بر آن است كه اين اثر ، يكسره از خطا مصون نيست . از جمله مباحثى كه در اين كتاب ارجمند آمده ، رواياتى است كه در آنها دربارهء قرآن سخن رفته است . هر چند از اين نكته نبايد غفلت ورزيد كه تمام روايات الكافى ، به گونهاى بسط و تشريح و توضيحِ آيات قرآن است ؛ امّا در اين جا مقصود از روايات قرآنى الكافى ، آنهايى هستند كه مستقيماً به قرآن اشاره دارند . روايات قرآنى را مىتوان به دو دستهء كلّى تقسيم كرد : دستهء اوّل ، رواياتى هستند كه موضوع آنها را مىتوان خودِ قرآن و جايگاه آن دانست ؛ رواياتى كه چشماندازى از